تبلیغات
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
یکشنبه 15 شهریور 1388

خداحافظ استخون

یکشنبه 15 شهریور 1388

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :احسان

سیاوش استخون هم رفت. امشب پرواز کرد.
حسین هم دو هفته پیش رفت.
بهار هم آخر این هفته میره.
پریسا هم دو هفته پیش رفت.

کلاغ پر، گنجشک پر

خدا پدر دنیای دیجیتال رو بیامرزه که زیاد از هم دور نمیشیم.




پنجشنبه 12 شهریور 1388

خانه تکانی

پنجشنبه 12 شهریور 1388

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :احسان

گاهی دوست داریم زمان متوقف شود.
گاهی دوست داریم زمان دیر بگذرد.
گاهی دوست داریم زمان زود بگذرد.

اما من الان میخوام چشمامو ببندم و وقتی باز میکنم دو ماه گذشته باشه، مهم نیست که توی این دو ماه چه اتفاقی افتاده، فقط مهم اینه که گذشته.





پنجشنبه 18 تیر 1388

تفنگ پدری

پنجشنبه 18 تیر 1388

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :احسان

گرگها خوب بدانند دراین ایل غریب

 گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز

 گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

 توی گهواره چوبی ، پسری هست هنوز

 آب اگرنیست نترسید که درقافله مان

 دل دریایی و‎ ‎چشمان تری‎ ‎هست هنوز

زهرا رهنورد




جمعه 8 خرداد 1388

اینجا ایران است. من ایرانیم.

جمعه 8 خرداد 1388

نوع مطلب :
نویسنده :احسان

وقتی کاندیداها کوچکتر از رای دهندگان باشند، مجبوری خودت رو با چیزهایی مثل ایران، وطن، آزادی، نه به وضع موجود،حتما وضع بهتر میشه، نگفته ولی لابد منظورش این بوده، به قیافش میخوره که اینجوری باشه، توی شعاراش نیست ولی حتما این کارو میکنه، اون تغییر کرده و آدم سالهای پیش نیست، بذار ببیینیم این یکی چی کار میکنه،سرگرم کنی و شاید گول بزنی کاندیدا هم مجبوره همه رو به خودش جذب کنه، چپ و راست و بالا و پایین و راضی و ناراضی، آبی و قرمز، بزرگ و کوچک، دارا و ندار، زن و مرد.

و رای ما رای به کاندیدا نیست،رای به تیزر و بنر و تراکت زیباتر است، رای به شعار آهنگینتر است، رای به لبخند مصنوعیه طبیعی نما ترست!، رای به حافظه قویتری است که توانسته در نطق 15 دقیقه ایش نام همه گروهها را ببرد، رای به کاندیدای آنهایی است که دوستشان داریم، چون انها را دوست داریم، نه کاندیدا را. رای به دورانی است که پدر و مادر تعریف میکنند، رای به آرزویی است که شب ها خوابش را میبینیم، رای به خیالپردازی های خاممان است، رای به حافظه کوتاه مدت ضعیف و حافظه بلند مدت قوی ملت ایران است و عدم رای به چیزی که در آن فرو رفته ایم.

و این بازی بازی همیشگی است. نمیتوانی 5 نفر را پیدا کنی که درباره یک موضوع کوچک صنفی، مثل یک درس، مثل یک اردوی کوچک، مثل یک قرار ملاقات، با هم یکدل و یک رای و یک نظر باشید. تمام حسنش هم همین است. بدان که اگر یک رای و یک نظر باشید، نشان از مرده بودنتان است.

همه اینها زیباست. همه اینها را دوست دارم. اینجا ایران است. من ایرانیم.

 

 




جمعه 6 دی 1387

گوشزدِ حدیث مکرر

جمعه 6 دی 1387

نویسنده :احسان

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جوابش گفت: به  گندم زار  می روی و پرخوشه ترین شاخه گندم را می آوری. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا   خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید:چه آوردی؟ شاگرد گفت: هیچ هرچه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم به اُمید پیداکردن پرپْشت ترین تا انتها ی گندمزار رفتم.
شاگرد گفت: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یادداشته باش که بازهم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدتی کوتاه با درختی برگشت. استاد پرسید : چه کردی؟ شاگرد گفت: به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم بازهم دست خالی برگردم.
.




شنبه 23 آذر 1387

خوب

شنبه 23 آذر 1387

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :احسان

 

زمین خوب

آسمان خوب

مردمانم همه خوب

دوستانم همه خوب

دشمنانم همه خوب

 

وه ! چه دنیایی دارم!

....* تان میسوزد؟

 

پی نوشت: .... *= دل ، خاک بر سرت اگر چیز دیگری فکر کردی! 




  • کل صفحات: 18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...