تبلیغات
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند - فضا و تداوم حیات
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
دوشنبه 8 آبان 1385

فضا و تداوم حیات

دوشنبه 8 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :احسان

مقام سوم مسابقه مقاله نویسی هفته جهانی فضا Smiley

 

برای کسانی که هم عصر گالیله بودند، پذیرش اینکه زمینی که بر روی آن زندگی میکنند یک کره گرد است، امکان پذیر نبود. نمیتوانستند باور کنند زمینی که تا هر جایی که میخواهی روی آن قدم میزنی، اسب میتازی، کشتی میرانی و جلو میروی و بی انتها مینماید، در حقیقت یک کره است. زمانی که کریستف کلمب برای کشف حقیقت و اینکه بفهمد آیا ادعاهای گالیله درست است یا نه کشتی خود را به راه انداخت تا اینبار نه از مسیری که خورشید هر روز میآید، بلکه به سویی که هر روز غروب میکند خود را به هندوستان برساند، همگان از اینکه او به چنین توهمی گرفتار شده است افسوس میخوردند. زمانی که او پای بر خاک هندِجدید خود نهاد، به خیال آنکه مرز رویای آدمی را دریده است و به نهایت رسیده است، کشف خود را فتح بهشت نامید.

زمانی که نیل آرمسترانگ توانست پای بر پرتقال بزرگ دیگری غیر از زمین بگذارد ، پوزخندی به کوچکی مرز رویاهای انسان­های دیروز زد. همان پوزخندی که آدمی بچه، به دنیای کوچک بطن مامش میزند.

و اما انسان امروز، میخواهد پوزخندی بر همة رویاهای کوچک و قدیمی شدة انسانهای پیشین بزند. تصور اینکه روزی انسانهایی با لباسهای فضایی، بر روی کره ای دیگر، مشغول زندگی روزمره خود هستند و کودکانشان هر روز صبح مجبورند از خواب ناز برخیزند و به مدرسه بروند، امروز برای کودکان دبستانی هم بدیهی به نظرمیرسد. دایرة رویای آدمی آنقدر رشد کرده که توهم انسان دیروز، امروز در فیلمها و کتابها و کارتونها به موضوعی تکراری تبدیل شده  است . دیگرصحبت از جنگهای ستاره ای موضوعی پیش و پا افتاده است که کمتر مردم را به هیجان میآورد و سالنهای سینما را پر میکند.

امروز اگر از کودکان دبستانی سئوال کنیم که چرا نمیتوان در کرات دیگر زندگی کرد، همگی یکصدا حرفهای معلم خود را تکرار خواهند کرد که"چون در کرات دیگر هوایی برای تنفس وجود ندارد،ادامه حیات هم به هوا محتاج است."

آری، امروز چنین آموخته شده ایم که شازده کوچولویی که در کره ای دیگر،برای خودش زندگی میکرد، بدون اینکه کلاه و لباس فضایی بر تن کند، رویا پردازی محال آنتوان سنت اگزوپری برای بازگویی داستانی آموزنده است. اما بگذاریم رویایمان آزادانه پیش برود.بگذارید رویای محال دیگری بسازیم:

ساعت ۴ صبح است.۴ عجله کنید، ما در مریخ زندگی میکنیم و شبانه روز کوتاهتر است. به لطف جو کاملی که اطراف کره­مان دارد دمای هوا هم مطلوب است. ، دیگر دردسرهای سوراخ لعنتی ازن زمین را هم نداریم. از خواب برمیخیزی. نفس عمیقی میکشی و از هوای مطبوع صبحگاهی لذت میبری. از پنجره که به بیرون نگاه میکنی، همان درختان و گیاهان زمینی را میبینی که صبح به خیر میگویند، باید سریع آماده شوی، هنوز هم باید به سرکار بروی!...

توصیف بالا آنقدرها هم اغراق نیست. به غیر ازصبح به خیر گفتن درختان به شما، بقیه این داستان واقعیست.

اما چگونه؟

همانگونه که حیات را بر روی زمین شروع کردیم. زمین را سراسر آب فراگرفته بود، به لطف دمای مطلوبی که برای ادامهحیات موجودات آغازی بی هوازی وجود داشت، آنها شروع به رشد و تکثیر کردند. محصول حیات آنان دی اکسیدکربن بود.پدید آمدن دی اکسید کربن، نوید شروع حیات گیاهان را داد. گیاهان متولد شدند و به سرعت تکثیر شدند. محصول حیات گیاهان، اکسیژن بود. حالا نوبت موجودات هوازی بود که فعالیتشان شروع شود.کم­کم سرو کله جانوران پیدا شد و گذر هزاره ها زمین را به شکل امروزی اش در آورد.

پس باید قصه را دوباره تکرار کنیم:

سیاره مورد نظر را انتخاب میکنیم، ترجیحآ دمایی نزدیک به زمین داشته باشد، مریخ و مشتری گزینه های بدی به نظر نمیرسند. نیاز به مقدار زیادی گرد و غبار داریم تا در میدان جاذبه سیاره گیر کرده و جلوی نفوذ پرتوهای  مضر خورشید را بگیرند. انجام انفجارات وسیع در سطح سیاره این گرد و غبار را از خاک خود سیاره به وجود میآورد. وجود چنین جوی اثرات گلخانه­ای هم به دنبال دارد، پس نگران اختلاف دما هم نباشید که حل شدنیست. دمای سیاره که به حد مطلوب رسید، آغازیان بی هوازی شروع به فعالیت میکنند. فعالیت آغازیان یعنی تولید دی اکسید کربن و دی اکسید کربن یعنی امکان رشد گیاهان، رشد گیاهان یعنی تولید اکسیژن و تولید اکسیژن یعنی آماده شدن هوا برای تنفس موجودات زنده هوازی. از آنجا که ما گونه های مختلف موجودات را هم در زمین خودمان داریم، لازم نیست تا منتظر جهش ژنتیکی برای تکامل موجودات بنشینیم. کافیست در هر مرحله موجودات مورد نیاز را به سیاره مقصد انتقال دهیم تا بازی به پیش رود. حالا نوبت آن رسیده که فرش قرمز را پهن کنیم و قدم به سیاره جدید خود بگذاریم. خوش آمدید. این سیاره جدید شماست، با هوای مطلوب و پراکسیژن...

مطمئنید که همة قصه را به خوبی تکرار کردیم؟ نه، بهتر است به عقب برگردیم، یک عنصر را از بازی حذف کرده­ایم. یادمان رفت که زمینمان را ابتدا آب پوشانده بود و آغازیانمان حیات خود را با آب شروع کردند. تاکنون هم نتوانسته­ایم موجود زنده ای پیدا کنیم که از آب بی نیاز باشد. بردن این مقدار آب هم از زمین به کره مقصد منطقی به نظر نمیرسد. پس مجبوریم که تجدید نظری در انتخابمان بکنیم. بهتراست دنبال سیاراتی بگردیم که آب داشته باشند.

پس اینبار که در اخبار صحبتی از کشف و یا احتمال وجود آب در سیاره ای دیگر شد، با دید بهتر به مسئله نگاه کنیم و منتظر باشیم تا رویایمان را پرواز دهیم. فراموش نکنید که همه ما روزی که پای به این دنیا گذاشتیم، به دنیای کوچکی که در رحم مادرانمان داشتیم به دیده حقارت نگریستیم. هر چندالان آنرا فراموش کرده­ایم.شاید روزی­هم برسد که فراموش کنیم که رویای زندگی در فضا برایمان یک رویای محال بود. اما تحقق این رویا نیازمند پیشرفتها و تلاشهایی باور نکردنیست. آماده اید؟ دست به کار شوید. دلتان سیاره جدید نمیخواهد؟ شاید روزی داستان شازده کوچولو را از روی زندگی من و شما نوشتند.

 




How do you stretch your Achilles?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:37 ق.ظ
Valuable info. Lucky me I found your website accidentally, and I'm
stunned why this twist of fate didn't happened in advance!
I bookmarked it.
نوید
جمعه 12 آبان 1385 11:11 ق.ظ
آقای روغنیان معتقد بود که اینها شبه علمه
شهاب
پنجشنبه 11 آبان 1385 11:11 ق.ظ
ارابه خدایان و طلای خدایان ون دنیکن رو که خوندین...؟آدم مخش سوت می کشه..
نوید
دوشنبه 8 آبان 1385 10:10 ق.ظ
همش درست اما مشتری از گاز ه نمی شه روش خونه ساخت !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر