تبلیغات
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند - کاریکاتور موهون
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
دوشنبه 15 آبان 1385

کاریکاتور موهون

دوشنبه 15 آبان 1385

نوع مطلب :پدرها و پسرها، 
نویسنده :احسان

کلاس تمام شده است.

معمولاْ دو گروه وای میستن تا سوال کنن. یک دسته خنگ و خول ها و دسته دیگه بچه های تاپ که میخوان نکات تکمیلی رو یاد بگیرن.

یکی از ویژگی های درس دادنم که خیلی دوسش دارم اینه که گروه اول (خنگ و خول ها) رو جراتمند کرده ام که وایستن و یاد بگیرن. بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای. ایراد بزرگی که میتونم به همه کلاسهای دوران تحصیل خودم بگیرم، نبود این ویژگیه . کی جرات میکرد از قادر بپرسه که مثلا من مسئله رو نفهمیدمُ یا اگه میشه یه جور دیگه بگید و یا خیلی راحتتر: میشه همه ی حرفی که امروز زدین رو دوباره از اول بگین!! سوالی که خیلی راحت از من میکنن و سعی میکنم که جواب بدم.

بگذریم،حرفم این نبود...

به سوالهای دو گروه جواب دادم، عبدی وایستاده بود. گفت آقا یه کار خصوصی دارم باهاتون، گفتم خوب بگو، گفت نمیشه. بچه ها باید برن. گفتم خوب تو بگو، چی کار به بچه ها داری؟ گفت آقا اگه یه چیزی بگیم نمره مون رو کم نمیکنین؟

فکر کردم مثلاْ توی جمع نمراتش اشتباه کردم و نمره ی بیشتر بهش دادم، یا مثلا تمرین های یکی دیگه رو جای تمرینهای خودش بهم نشون داده. گفتم نه دیگه، هر چی هست مفت چنگت. نوش جونت.

گفت آقا قول دادین ها! گفتم آره بگو. گفت: آقا ما کاریکاتور شما رو تو خونه کشیدیم.

خیلی حال کردم. گفتم بیار ببینم. گفت نه آقا، دعوامون میکنین. گفتم نه، بیار ببینم. آورد. خیلی باحال بود، من بودم. با قد دراز، کله ی کچل، تخته ی کلاس هم پشت سرم.دو قسمت کرده بودمش، یه طرف تکالیف جلسه بعد رو نوشته بودم، یه طرف هم اعداد گویا رو درس داده بودم.

کلی تشویقش کردم که ایول، برو قشنگ بکشش برام بیار!

یاد خودم افتادم. سال اول راهنمایی تقریبا دو هفته ی تموم اصلا به درس گوش نمیدادم. کارم شده بود معلم که میاد سر کلاس بشینم و تا آخر کلاس کاریکاتورش رو بکشم. کاریکاتور قادر رو که بهش دادم، جلوی چشم همه ی بچه ها، وسط کلاس شروع کرد ریز ریزش کرد. اشکم داشت در میومد. نامرد بعداْ فهمیدم که یه جوری کاغذ رو برش برش زده بود که کاغذ از هم جدا نشده بود. پشتش رو چسب کاری کرده بود، آویزون کرده بود توی کیف سامسونتش...




What causes pain in the Achilles tendon?
سه شنبه 28 شهریور 1396 12:13 ق.ظ
Hi, its fastidious piece of writing about media print, we
all be aware of media is a wonderful source of facts.
How do you get taller?
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:27 ب.ظ
Having read this I believed it was extremely enlightening.
I appreciate you finding the time and energy to put this
short article together. I once again find myself spending a lot of
time both reading and commenting. But so what, it was still worth
it!
std clinic near me
یکشنبه 4 تیر 1396 10:10 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز
آیا نه نشستن درست با من پس از برخی
از زمان. جایی درون جملات شما قادر به من مؤمن اما فقط برای while.

من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در منطق و
یک ممکن است را خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
که شما که می توانید انجام من را قطعا تا پایان مجذوب.
std screening
جمعه 2 تیر 1396 06:31 ب.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب
در آغاز آیا نه حل و فصل کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در حالی که.
من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما خواهد را
سادگی به پر همه کسانی شکاف. در این رویداد شما که می
توانید انجام من را قطعا بود تحت تاثیر قرار داد.
Krista
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:10 ب.ظ
I like looking through a post that can make people think.
Also, many thanks for permitting me to comment!
Quentin
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:37 ق.ظ
If you desire to grow your familiarity simply keep visiting this website and
be updated with the most up-to-date news posted here.
BHW
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:02 ب.ظ
Aw, this was an extremely good post. Taking a few minutes
and actual effort to make a really good article… but what can I say… I procrastinate a whole lot and never seem to get anything done.
وحید
شنبه 4 آذر 1385 09:11 ق.ظ
منم یه بار كاریكاتور آقای قادر و كشیدم . ولی توی دفترم موند . بعد نمی دونم چطوری زنگ بعدش آقای محمودی خرمو گرفت كه چرا كاریكاتور معلما رو می كشی !
امیر
سه شنبه 23 آبان 1385 11:11 ق.ظ
البته هر كاری یه حسی می خواد
احتمالا هم خودت و هم شاگردت یه چیزی تو معلمه دیدن كه كاریكاتورشو كشیدن. دارم تصور میكنم چه شكلی كشیده؟
حسین فروت
سه شنبه 23 آبان 1385 09:11 ق.ظ
البته به تیپ معلمها هم بر میگرده.لابد معلمهای شما... شاید هم شما......
نگ نوج
سه شنبه 23 آبان 1385 11:11 ق.ظ
ما رغبت نمی كردیم معلمامون رو نگاه كنیم! چه برسه كه كاریكاتورشون رو هم بكشیم!
MM
شنبه 20 آبان 1385 01:11 ق.ظ
از همه جالبتر جوونمردی بود كه نیم ساعت به كاریكاتور همه معلما خندید و بعد وقتی به كاریكاتور خودش رسید قاطی كرد!
آرین
پنجشنبه 18 آبان 1385 01:11 ق.ظ
cause You were and are a great teacher !
نوید
پنجشنبه 18 آبان 1385 10:11 ق.ظ
عکس تون رو که نذاشتید حداقل کاریکاتور رو بذارید
نعیمه
سه شنبه 16 آبان 1385 06:11 ق.ظ
من كه بهش حق میدم كاریكاتور شما رو بكشه!!!!
حسین فروت
سه شنبه 16 آبان 1385 01:11 ق.ظ
یادش بخیر... كلاس سوم راهنمایی 4/3 دوربین آوردیم. سینا سهامی از تو آستین كاپشنش یه جوری دوربین رو در می آورد كه معلم نبینه.... وسط كلاس كلی عكس ازشون می گرفتیم...تو حالتهای مختلف.... یه عكس هم از قادر گرفتیم.... با اون تیپ خاص خودش...اون عكس رو هم اولش نفهمید چیه پاره كرد....بعدش كلی تو كف بود كه اگه میشه یكی دیگه برام چاپ كنین....!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر